احتمالا شما هم ایده‌ای داشته‌اید و یا دارید و پیش خود فکر کرده‌اید که شما تنها کسی هستید که به آن فکر می‌کنید و هیچ کس چنین ایده‌ای به ذهنش خطور نکرده است. اما به احتمال بسیار زیادی می‌توان گفت که اشتباه می‌کنید.

چه بسا که ایده مورد نظر شما دغدغه و سوال دیگرانی بوده که هیچ وقت آن را نتوانسته‌اند عملی کنند.

این موضوع در مورد اپلیکیشن‌های قطعات رامشگر هم کاملا صدق می‌کند و نظر استاد پایور در مورد چنین نرم‌افزاری سال‌ها پیش ثبت شده است.

اما قبل از بیان نظر ایشان دوست دارم در مورد استاد فرامرز پایور این اسطوره سنتورنوازی چند جمله‌ای بنویسم.

بدون تردید فرامرز پایور یکی از تاثیرگذارترین سنتورنوازان و معلمان تاریخ موسیقی ایران است.

می‌توان گفت تمام نوازندگان سنتور به نوعی غیر مستقیم شاگردان ایشان محسوب می‌شوند زیرا تاثیری که ایشان بر شیوه سنتورنوازی نوازندگان پس از خود گذاشته‌اند کاملا مشهود است.

من اکثر آثار استاد را نواخته‌ام و با بسیاری از آن‌ها زندگی کرده‌ام و به نظرم بدون یادگیری اثار استاد٬ نوازنده سنتور شدن غیر ممکن است.

برگردیم به موضوع اصلی این مقاله٬ مطلبی را در سایت اقای ایرج روزدار خواندم با عنوان نون٬ اسطوره و سنتور.

اقای روزدار در سال ۷۷ ملاقاتی با استاد فرامرز پایور داشته‌اند و پیشنهادات و سوالاتی را مطرح می‌کنند. آن بخشی از گفتگوی ایشان با استاد پایور که مربوط به بحث ماست را می‌توانید بخوانید:

سلام کردم. استاد پایور، از جا برخاست و با لبخند و محبت، دست پیش آورد. دستش را بوسیدم و ایشان بنده را در آغوش گرفت و گونه‌هایم را بوسید و نوروز را تبریک گفت و دعوت کرد تا بنشینم و به امید گفت که چایی بیاورد.
نشستیم و آقا امید نیز استکانهای چای را روی میز گذاشت.
اجازه خواستم تا به دلیل ضیق وقت به شرح مطالبم بپردازم. با لبخند اجازه داد.
عرض کردم که با اندک دانشی که در زمینه موسیقی و الکترونیک و کامپیوتر دارم، می‌خواهم اقدام به تهیه CD‌های آموزش سنتور بنمایم و توضیح دادم که مثلا هنرجو، نت‌های کتاب را با رنگ سیاه بر نمایشگر ببیند و همزمان صدای نت‌ها را بشنود و نت نواخته شده با رنگ قرمز مشخص گردد.
استاد پایور که از ظرف آجیل روی میز، فقط پسته را برمی‌گزید و می‌خورد ( تصور تخمه شکستن توسط استاد پایور، کفر مطلق است! ) فرمود: نون ما رو نبُر بابا، خدا نونت رو می‌بُره‌ها!
حیرت‌زده به استاد پایور خیره شدم و حس کردم که ایشان نیز شاخ‌های روییده بر کله‌ام را دیده است.
چند لحظه در سکوت گذشت و عرض نمودم که اگر جسارتی شد به بزرگواری خویش عفو بفرمایید.
استاد پایور لبخند زد و متوجه لحن جدی من و نگاه حیرت‌زده امید شد و فرمود: ناراحت نشو باباجون، شوخی کردم، من خودم نون استاد صبا رو بریدم که حالا خدا نونم رو بریده!
حیرتم از لحن شوخ استاد پایور بیشتر شد و ذوق زده و متعجب به ایشان نگریستم.
استاد پایور توضیح داد که پس از اتمام دوره فراگیری سنتور نزد استاد صبا، شروع به جمع‌آوری و نگارش دروس سنتور استاد صبا کرده و با تایید استاد صبا، آنها را به چاپ رسانده و منتشر نموده است و عجبا که هنرجویان سنتور، دیگر به سراغ استاد صبا نرفته‌اند و رو به سوی استاد پایور آورده‌اند.
استاد پایور لبخند شیطنت‌آمیزی زد و فرمود: باباجون حالا شما می‌خواهی همه چیز رو بریزی روی CD و بذاری تو کامپیوتر، اونوقت دیگه کی سراغ من می‌یاد؟ نون ما رو نبر باباجون!
لبخندی به لب من و امید نشست و به طرح نکته‌ای دیگر پرداختم.
عرض کردم که اینترنت پدیده‌ای نوین و در حال گسترش است و بنده در فکر استفاده از این فناوری برای موسیقی ایرانی هستم و مثلا معتقدم با طراحی سایت برای اساتید موسیقی اصیل، آنان می‌توانند در شاخه‌های گوناگون به شرح خاطرات و تجارب بپردازند و از طریق پرسش و پاسخ به آموزش غیرحضوری جوانان بپردازند.
استاد پایور فرمود: شما کامپیوتری‌ها مردم را بیچاره می‌کنید باباجون!
لبخند زدم و سکوت کردم.
فرمود: خارج از کشور تشریف برده‌اید بابا؟
عرض کردم: خیر.
فرمود: من سالی یکی دو بار می‌روم آمریکا برای دیدن دخترم، اونجا وقتی ۹۹ دلار از فروشگاه خرید کنی و به صندوقدار اسکناس ۱۰۰ دلاری بدهی، نمی‌تواند ۹۹ را از ۱۰۰ کم کند و یک دلار بدهد، باید حتما بزند توی کامپیوتر تا بفهمد که چکار کند. از بس شما کامپیوتری‌ها، مردم را خنگ کرده‌اید!
بار دیگر لبخند زد و مشغول پسته خوردن شد.
می‌دانستم استدلالش اشتباه است ولی چیزی در این باب نگفتم و پرسیدم که بدین‌ترتیب با کامپیوتر و اینترنت و سایت مخالف هستید؟
بلافاصله نقاب پدربزرگ مهربان و شوخ را از چهره برداشت و بدل به استاد فرامرز پایور تیزهوش و دقیق همیشگی شد و فرمود: نه باباجون، دوره کامپیوتر فرا رسیده و همه چیز تحت اختیار کامپیوتر است و حرف شما درست و منطقی می‌باشد و نمی‌شود با آن مخالفت کرد، فقط من پیر و بی‌حوصله شده‌ام و نمی‌توانم خودم را با کامپیوتر و اینترنت وفق دهم.

از این گفتگو ۲۸ سال می‌گذرد و این ایده که صدای نت‌ها در حین اجرا شنیده شوند و رنگشان تغییر کند عملی شده و من اپلیکیشن قطعات را برای سنتور٬ تار٬ سه‌تار و….درست کرده‌ام.

به عنوان نمونه اجرای قطعه زردملیجه را ببینید.

نوع واکنش استاد با تیزهوشی که داشتند برای من جالب است از این نظر که ایشان کاملا متوجه شدند که چنین نرم‌افزاری تا چه حد می‌تواند مفید باشد. در واقع این واکنش خود تاییدی است بر کاربردی و مفید بودن این نوع از نرم‌افزار هر چند از موضع مخالف!

احسان شادمهری

احسان شادمهری

نوازنده سنتور٬ موسس و برنامه‌نویس اپلیکیشن‌های رامشگر هستم. به موسیقی٬ فیزیک٬ تکنولوژی و طبیعت علاقه دارم و در این وبلاگ بیشتر در مورد آموزش موسیقی می‌نویسم. امیدوارم برای شما مفید باشد.
احسان شادمهری